کیفیت فدای کمیت در خدمات فنی و مهندسی

1.کاربردی نبودن  مطالب  آموزش داده شده  و  اکتفا فقط به یک سری تئوری هایی که کاربردی جز نگارش در برگه امتحانی  ندارد

2.نداشتن دید اجرایی مهندسین و تناقضات  فاحش میان موارد اجرایی و تئوری ها

3.عدم تخصصی بودن پروانه های اشتغال و بسنده کردن به عناوین گرایش ها و پایه

به طور مثال اگر  قرار است به مهندسین معمار  پروانه اشتغال تعلق گیرد باید در آن حوزه فعالیت مشخص گردد

مثلا  مهندس معمار ابتدا مانند پزشکان عمومی  لقب معمار عمومی را بگیرد و سپس  با کسب امتیاز و گذراندن دوره های اجرایی و تخصصی نما  لقب معمار متخصص نما را بگیرند و یا هر کاربری عنوان تخصصی خود را دارا شود

که اگر چنین طرحی اجرا شود حداقل در یک ساختمان مسکونی چهار مهندس معمار با تخصص های  مسکونی ، داخلی ، نما با عنوان طراح  و یک نفر معمار با عنوان ناظر را نیازمند است.

4.امتحانات نظارت به صورت کتبی برگزار می گردد . آیا مهندس ناظر که از ابتدا تا انتها کار به عنوان مسئول بر حسن اجرای پروژه می باشد می تواند به  شخص بنای کار جزوه آموزشی بدهد؟؟؟؟؟

5.نداشتن تکنسین تخصصی در اجرای پروژه و استفاده از نیروهای افغانی (با سلایق خاص خود)

در هنرستان ها به جای مفاهیم بعضا بدون درون مایه ، آموزش متخصصین جهت کادر فنی اجرای پروژه ساختمانی

گفتنی است که اگر پروانه تخصصی به مهندسین و تکنسین های ساختمانی تعلق گیرد تمامی افراد با در نظر گرفتن درجه خود (رده بندی حقوق با توجه به تخصص) به حقوق خویش دست می یابند و دیگر فردی بیکار در جامعه ما پیدا نمی شود.

و یا افراد غیر متخصص جرات دخالت در امور مهندسی را پیدا نمی کنند

/ 0 نظر / 16 بازدید